جمال رضايى

46

بيرجندنامه ( فارسى )

2 - 3 - دورهء ساسانى در ايران با غلبهء اردشير بابكان بر اردوان اشكانى و كشته شدن او ( 226 م ) آغاز شد و با غلبهء تازيان بر ايران و كشته شدن يزدگرد سوم ( 652 م ) يعنى 426 سال طول كشيد . « دهخدا » زير واژهء « ساسانيان » در لغت‌نامهء خود مىنويسد : « خاندان ساسانى پس از هخامنشى مقتدرترين و معروف‌ترين سلسلهء ايرانى است و دورهء چهارصد سالهء شاهنشاهى ساسانيان تأثير عظيمى در تكوين مليّت و فرهنگ ايرانى داشت » « 1 » . « قهستان » در عهد ساسانيان از ايالات آباد و معتبر شاهنشاهى آنان بوده است ( هرچند گاهى فرمانروايى آنجا در دست هپتاليان بوده ) . مرحوم « آيتى » آنچه را كه تاريخ‌نويسان دربارهء اوضاع قهستان در دورهء ساسانيان نوشته‌اند در « بهارستان » - زير عنوان « اوضاع قهستان در عهد ملوك ساسانى » - نقل كرده « 2 » و بازنوشتن آن مطالب در اينجا جز درازى سخن سودى ندارد و دوستداران مىتوانند به « بهارستان » مراجعه نمايند . پژوهندهء توانا و پركار « آقاى رجبعلى لبّاف خانيكى » نيز در پايان مقالهء « تأمّلى در نام بيرجند » از حضور هپتاليان و حكومت آنان در دورهء ساسانى در اين ناحيه سخن به ميان آورده و نوشته‌اند كه : « . . . اينان حدود 150 سال سيستان و جنوب خراسان را تحت سلطهء خويش داشتند تا آن‌كه خسرو انوشيروان آنان را سركوب كرد . . . » و افزوده‌اند كه بر روى سنگ‌نگارهء « لاخ مزار » « . . علاوه‌بر صحنهء بزم و عروسى قباد با دختر آخشنواز و صورت چند شخصيّت هپتالى ، كتيبه‌هايى به خط پهلوى ساسانى نوشته شده كه در آنها نام آخشنواز پادشاه هپتالى و قباد پادشاه ساسانى به چشم مىخورد و بر حضور مؤثر هپتاليان در جنوب خراسان تأكيد مىكند » « 3 » . * * * غير از آنچه دربارهء تاريخ قهستان در دوره‌هاى باستانى و ميانهء تاريخ ايران به اشاره ياد كرديم قرائن و شواهد بسيارى در آن سرزمين وجود دارد كه حكايت از قدمت تاريخى آنجا مىكند از آن جمله است نام‌هاى مهرى ، مادى ، زردشتى ، و ايرانى كهن كه جابجا بر روى برخى از كوه‌ها و روستاها و . . . نهاده شده است مانند : آتشكده ، آتشگاه ، اسپندار ، باغان ، باغران ، بقى ، بگان ، بهدان ، بهرام ، بهلگرد ، بهمن‌آباد ، بيجار ، بيجم ، بيجند ، بيدان ، بيدخت ، بيدر ، تورمان ،

--> درسى دانشگاهى داخلى و خارجى نيز راه يافت كه ذكر آن‌ها مايهء اطالهء كلام مىگردد ، نيز هنرشناسان و پژوهندگان هنر نقاشى در ايران راجع به آن سخن‌ها گفتند و نوشتند . نوشتن اين يادداشت را از آن‌رو بايسته ديدم كه در سال‌هاى اخير برخى از كسانى كه دربارهء « كال جنگال » مطالبى نوشته‌اند - با آنكه بخشهايى از نوشته‌هاى مرا نقل كرده‌اند - بدون ذكر نام نويسندهء آن‌ها - دچار اشتباهاتى شده‌اند كه ممكن است در مورد اين سند شبه ايجاد شود ( مثل « ساسانى » شمردن اين نوشته ) . ( 1 ) . " لغت‌نامهء دهخدا " . زير واژه « ساسانيان » . ( 2 ) . « آيتى » . « بهارستان » . چاپ دوم . صص 38 - 29 . ( 3 ) . « لباف خانيكى » . رجبعلى . « تأمّلى در نام بيرجند » . كتاب پاژ . شمارهء 15 . « ويژهء بيرجند » . ص 11 .